یادداشت های آلبالویی
  
 حرکت به سوی انتقاد
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو

دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 7 تیر ماه سال 1385
وب دزدی های من!!!!

                                                

                                                                                             http://bestfilms.blogfa.com/

  

با سلام و عرض تشکر بخاطر اینکه وقت گران بهای خود را صرف بازدید از سینماتوگراف کرده اید.

آشنایان و دوستان سینماتوگراف تغییراتی را در شیوه ی ارائه ی مطالب ملاحظه می کنند.

از امروز بر آنیم تا همانطور که پیشتر قول داده بودیم به نقد و بررسی آثار برتر سینمای جهان بپردازیم.

شروع با یکی از استادان برتر سینما آکیرا کوروساوا

ما را از نظرات، انتقادات و پیشنهادات سازنده ی خود محروم نکنید.

البته باید خاطر نشان کنم عزیزانی که مایل به دیدن فهرست فیلم های موجود در آرشیو سینماتوگراف می باشند به کادر مقابل درست زیر بخش معرفی وبلاگ مراجعه فرمایند.                                           با تشکر  هیبه روایی

 

ریش قرمز             Akahige / Red Beard

محصول کشور ژاپن

ساخته ی آکیرا کوروساوا به سال ۱۹۶۵

خلاصه ی داستان:

در اوایل قـرن نوزدهم، دکتری که تازه فارغ التحصیل شده است، بنام یاسوموتو(با بازی کایاما  Yuzo Kayama)، به بیمارستانی اعزام می شود که توسط دکترنیده (با بازی میفونه Toshirô Mifune)، که بیمارانش وی را "ریش قرمز" می خوانند،اداره می شود. یاسوموتو که آرزو دارد شغل پزشکی برایش منزلتی اجتماعی پدید آورد،نمی تواند با نظر ریش قرمز موافق باشد که دکتر همانطور که با بیماری می جنگد باید با فقر هم بجنگد. پس از آنکه در موارد متعدد به عنوان دستیار به دکتر کمک می کند، سرانجام خود را با مقررات بیمارستان وفق می دهد و دختری به نام اوتویا (با بازی نیکی  Terumi Niki) ـ که در فاحشه خانه رفتار ناهنجاری با او شده و او را تقریبا به مرز جنون کشیده ـ را نجات می دهد.  

وقتی او خود بیمار می شود، اوتویا از او پرستاری می کند.

و سرانجام هنگامی که به او مقامی اجتماعی پیشنهاد می شود نمی پذیرد و ماندن در بیمارستان و همکاری با ریش قرمز را ترجیح می دهد.

درباره ی فیلم:

کوروساوا خود این فیلم را "یادبود نیکی بشر می خواند".این "تربیت احساساتی" عالی مایه های داستایوفسکی وار دارد.[و به سبب "احساساتی بودن" و طرح این قضیه که نیکی, نیکی می أفریند, مورد انتقاد بسیار قرار گرفته است.] کوروساوا بیننده را به مجادله می خواند تا بدبینانه واکنش نشان دهد و سپس نشان می دهد که این بدبینی بیمعناست.سبک کوروساوا ساده است, با وجود این هر صحنه پر از ریزه کاری و زیبایی های خارق العاده است.

میفونه, در نقشی بسیار سخت, مانند همیشه بازی بسیار خوبی ارائه می دهد.

 

                    

بحثی در موجودیت جهان هستی:

ما برای شناخت دنیای اطرافمان متوسل به پنج حسی هستیم که رابط ما (نفس ما) و دنیای خارج هستند.بطور کلی شناختی که ما از دنیای خارج داریم از طریق یک سری سیگنال های الکتریکی حاصل می شود که توسط ابزارهای مورد استفاده ی حواس پنجگانه (پوست، چشم، زبان، تارهای بویایی بینی و پرده ی گوش) به مغز ارسال می شود تا تجزیه تحلیل شده و در نهایت نفس ما آن اطلاعات را بعنوان واقعیت موجودی جهان پیرامون بپذیرد.

اطلاعات خاصی که از دنیای اطراف از طریق ورودی ها (همان ابزارهای پنج گانه) وارد کالبد آدمی می شود، توسط مغز پردازش شده و به اطلاعات مورد قبول نفس تبدیل می شود و ما که در ارتباط مستقیم با نفس خود می باشیم، جهان اطراف را شناخته و وجود آنرا باور می کنیم.

ولی مساله اینجاست که تا چه حد می توان به صحت این اطلاعات اطمینان داشت؟

از آن گذشته چطور می توان از خطای نسبتا بالای حواس پنجگانه چشم پوشی کرد؟

ما در طول زندگی بارها و بارها چیزهایی را دیده ایم که واقعیت نداشته اند، صداهایی را شنیده ایم که از هیچ منبعی ساتع نشده اند. اجسامی که دراطراف ما تکان می خورند یا سایه هایی که از مقابل چشمانمان عبور می کنند و فقط ما شاهد آنها هستیم.با این درصد خطا چطور می توانیم به ابزارهای شناسایی خود، (چشم و گوش و ... ) اطمینان کنیم؟

از طرفی بارها و بارها در جهان خواب اجسام مختلفی را لمس کرده، اشخاصی را دیده و صداهایی را شنیده و تمامی آنها را بعنوان واقعیت پذیرفته ایم. در صورتی که هیچ یک از آنها واقعیت نداشته اند ... یا شاید هم ... داشته اند؟!!! 

بطور کلی در اینجا یک سوال اساسی بوجود می آید  و آن اینکه اصولا واقعیت چیست؟

اگر بخواهیم تعریف دقیقی از واقعیت ارائه دهیم اینگونه خواهد بود:

"واقعیت چیزی است که توسط حواس پنجگانه شناسایی شود. بتوانیم آنرا ببینیم، لمس کنیم، بشنویم، ببوییم و در نهایت بچشیم."

البته چیزهای دیگری نیز بعنوان واقعیت پذیرفته شده اند که نمی توان آنها را با معیارهای بالا سنجید مانند حس درد. درد یک حس درونی است و در دنیای خارج وجود ندارد، حال آنکه بحث ما در اینجا راجع به یک عامل خارجی است. خشم، لذت و درد احساسات درونی انسانند و بحث ما اینجا شامل این موارد نمی شود. بنا بر تعریفی که در بالا ارائه دادیم، هر چیزی که در دنیای خارج توسط حداقل یکی از حواس پنجگانه شناسایی شود بعنوان واقعیت وجودی برای ما قابل قبول است. اما مساله ای که در اینجا مطرح می شود این است:

"تکلیف خوابهایی که می بینیم چه می شود؟" آیا چیزهایی که در خواب می بینیم واقعا وجود دارند؟

بر طبق تعریف بالا اینطور استنباط مس شود که: "بلی، آنها وجود دارند."

ولی در پاسخی زیرکانه به این سوال می توان گفت که دنیای خواب خاطره ای است که از دنیای خارج و توسط تجربیات ما در روبرو شدن و حس کردن آن (همانطور که اشاره شد) ثبت شده و ما آنها را در زمان خواب می بینیم. خاطراتی که برمی گردند مانند خاطره ی یک طعم لذیذ یا رایحه ای خوش یا حتی تیزی لبه ی تیغ.

اکنون درست به نقطه ی عطف بحثی که در بالا شاهد آن بودید رسیدیم.

نکته ی اصلی همینجاست.

شاید دنیایی که در اطراف خود می بینیم خاطره ای بیش نباشد...

 

این مطلب مبین موضوع اصلی فیلم آسمان وانیلی ساخته ی زیبای کامرون کرو(Cameron Crowe) است که البته از روی نسخه ی اسپانیایی با عنوان

چشمانت را باز کن (Abre Los Ojos/Open Your Eyes) ساخته ی

آلخاندرو آمنابار(Alejandro Amenábar) ساخته شده.

تماشای این فیلم را به همه ی دوستداران سینمای سوررئال توصیه می کنیم.

http://www.cinematograph.blogfa.com/

باز هم هنر ایرانی یکی از بزرگان خود را از دست داد و این بار کسی نبود جز مرتضی ممیز پدر گرافیک ایران.

برخی آثار :

شمس تبریزی

مولوی

نیما یوشیج

صادق هدایت

 

مجموعه ی فعالیت ها :

متولد ۱۳۱۵ تهران، بازار حضرتی
فارغ التحصیل رشته نقاشی دانشکده هنرهای زیبا، تهران ۱۳۴۲
گواهینامه طراحی غرفه و معماری داخلی از مدرسه عالی هنرهای تزئینی پاریس ۱۹۶۸

تجربیات :

طراحی گرافیک از سال ۱۳۳۶ تاکنون
طراحی صحنه و لباس از ۱۳۴۷
کارگردانی و طراحی سه فیلم کوتاه
۱- آنکه عمل کرد و آنکه خیال بافت ۱۳۵۰
۲- یک نقطه سبز ۱۳۵۱
۳- سیاه پرنده برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۵۲

تالیفات :

۱- ۱۴ جلد کتاب در زمینه گرافیک
۲- بیش از ۱۵۰ مقاله و نقد هنری از ۱۳۴۱ تاکنون
۳- مقدمه بیش از ۲۱ کتاب و کاتالوگ هنری
۴- ۲۵ مقاله در باره هنرمندان از ۱۳۴۴

نمایشگاه جمعی :

۱- بی ینال تهران در سال های ۴۵،۴۳، ۴۱، ۳۹ و ۱۳۳۷
۲- گالری آرت نیویورک ۱۹۶۵
۳ـ بی ینال پوستر ورشو، لهستان ۹۰،۸۶،۸۲،۸۰،۷۸،۷۶،۷۴ و ۱۹۷۲
۴- نمایشگاه گروه آزاد نقاشان و مجسمه سازان، تهران ۵۵،۵۴ و ۱۳۵۳
۵- نمایشگاه آسیایی تصویرگران کتاب کودک، تهران ۱۳۷۰

نمایشگاه انفرادی :

۱- تالار رضا عباسی، تهران ۱۳۳۹
۲- انجمن ایران و آمریکا ۱۳۳۹
۳- تالار دانشکده هنرهای زیبای تهران ۱۳۴۲
۴- تالار ایران ۴۸، ۱۳۴۴
۵- گالری تخت جمشید، تهران ۱۳۵۲
۶- نگارخانه لاله ( چهل سال کار در آغاز شصت سال زندگی )، تهران ۱۳۷۵
7- موزه هنرهای معاصر 1382

فعالیت های دیگر :

بانی رشته گرافیک در دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران ۱۳۴۸
استاد رشته گرافیک دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران ۱۳۴۷ تاکنون
رئیس انتخابی کمیته هنرهای تجسمی کمیسیون ملی یونسکو در تهران از ۱۳۵۲ تا ۱۳۶۱
بانی و دبیر اجرایی بی ینال هنری گرافیک ۵۸، ۱۳۵۶
عضو انجمن بین المللی طراحان گرافیک از ۱۳۵۶ تاکنون
رئیس هئیت مدیره انجمن گرافیک ایران
۱۳۷۶

http://malidarreh.blogfa.com/

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 34523


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها