یادداشت های آلبالویی
  
 حرکت به سوی انتقاد
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو

خودش تایپ میکنه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 29 آبان ماه سال 1385
اکثر افرادی که فیلم Salo رو دیده اند/نابغه ای در شهر فساد

نگاهی بر فیلم سالو

پیر پائولو پازولینی

 

 

اکثر افرادی که فیلم Salo رو دیده اند , فیلم رو بسیار زننده، تهوع آور و آزار دهنده دانسته اند. در حالی که متاسفانه دقیقا همان صحنه های زننده و سادیستیک قسمت هایی هست که نگاه اکثر منتقدان و بیننده های حرفه ای رو به خودش خیره کرده. صحنه هایی که نمایانگر رفتارهای سادیستیک جامعه انسانی ماست که هر روز ، در بسیاری از مناطق دنیا به شکل های مختلف در حال وقوع است. به عبارتی این فیلم نیست که زننده و آزار دهنده است بلکه رفتار نژاد پرستانه و سادیستیک انسان هاست٬ که در قالب فیلم نمایش داده می شه.

.فیلم سالو یا 120 روز در شهر فساد آخرین ساخته Pier Paolo Pasolini به سال 1975 بود چراکه مدت کوتاهی بعد از پخش این فیلم توسط مرد منحرف و همجنس بازی به صورت وحشیانه به قتل رسید.

Salo
از همان زمان پخش تا امروز جزو بحث برانگیزترین آثار سینمایی جهان است و در بسیاری از کشورها هنوز هم پخش آن ممنوع است. این فیلم بر اساس دست نوشته ای از Marquis de Sade نویسنده بحث برانگیز فرانسوی بوده ساخته شده. تز اصلی De Sade که در تمام کارهایش هم منعکس بود ، در خشونت و انحراف جنسی به عنوان دو ویژگی اساسی انسان ها و قسمت مهمی از طبیعت رفتاری انسان تعریف می شد. این تز بحث برانگیز بعدها باعث بوجود آمدن کلمه  Sadism )به معنی نوعی انحراف جنسی که شخص در آن از آزار دادن لذت می برد) شد که از نام De Sade گرفته شده.

فیلم سالو از 4 بخش تشکیل شده که هر قسمت با یک عنوان مشخص شده. قسمت ابتدایی فیلم ورودی جهنم یا Antechamber of Hell نام داره. 1944 ایتالیا به دست متفقین افتاده است. آن چه از قدرت فاشیست ها بر جا مانده به ?جمهوری سالو? واقع در منطقه کوچکی در شمال ایتالیا، محدود می شود. در این قسمت تعدادی مامور فاشیست می بینیم که مشغول تعقیب و دستگیری پسرها و دخترهای بالغ هستند تا جهت تشکیل جمهوری سالو آنها را به قصری دورافتاده ببرند. این گروه عامل تعدادی از افراد با نفوذ منطقه هستند که این افراد متمول عبارتند از یک دوک (Paolo Bonacelli) ، یک اسکف (Giorgio Cataldi) ، یک دادستان (Umberto Paolo Quintavalle) و رییس جمهور (Aldo Valletti) . این افراد مجموعه قوانینی رو به عنوان قوانین زندگی(قانون اساسی جمهوری سالو) تدوین کردند که انگیزه ها و رفتارهای سادیستیک به عنوان اساسی ترین پایه زندگی در آن جریان داشت. هر یک از این افراد دخترهای یکدیگر رو به همسری گرفته بودند تا به قوانین و پیمانشان استحکام ببخشند. این افراد از میان جوان های بالغ و باکره که دستگیر شدند ، پس از بازرسی تعداد 9 نفر از سالمترین پسرها و 9 نفر از بهترین دخترها را انتخاب کرده و برای اعمال رفتارهای سادیستیک و سوء استفاده جنسی به قصری دور افتاده منتقل می کردند.

 

قسمت دوم فیلم(محفل هوس) Circle of Obsessions  نام دارد. در این قسمت در یک سالن رقص بزرگ ، یک فاحشه مسن ، با تعریف کردن داستان های شهوت انگیز از تجربه های هرزگی خودش ، باعث تحریک نگهبان ها ، 4 مرد مذکور و جوان های اسیر شده می شود (در هر محفل ابتدا یک نقال به تعریف داستان های شهوت آلود می پردازد) ، از جمله مواجهه با آلت یک مرد برای اولین بار در هفت سالگی. در میان فضای شهوت انگیز این داستان ها 4 فرد مذکور به نوازش کردن جوانها مشغول می شوند و به تدریج با افزایش این برانگیختگی دست به کارهای سادیستیک و زننده ای می زنند از جمله ادرار کردن ، آنال سکس ، کتک زدن و ... در صحنه دیگه ای جوان ها را مجبور می کنند که برهنه روی زمین چهار دست و پا راه برن و با بستن قلاده به آن ها، آن ها را وادار می کنند به پارس کردن ، بالا رفتن از پله ها و التماس برای غذا.

 

قسمت سوم به نام محفل مدفوع یا Circle of Shit ، بسیار تهوع آور و زننده است . تعدادی از جوانها مجبور می شوند به خوردن مدفوع مردها و یکدیگر. همین طور عده ای از جوان ها موظفند که مدفوع خودشان را در کاسه هایی جمع کنند تا برای مهمانی آخر همگی از جمله همان 4 مرد و نگهبان ها ٬ آن ها را به عنوان غذا مصرف کنند.


زننده ترین قسمت ، اپیزود چهارم فیلم است ، به نام محفل خون یا . Circle of blood در این قسمت مجازات افرادی که از قوانین سرپیچی کردند را می بینیم. افرادی که اسمشان در کتاب مجازات ثبت شده یا توسط سایر جوان ها برای فرار از مجازات خودشان ، لو داده شدند. هر یک از این 4 نفر به نوبت پشت پنجره روی صندلی راحتی نشسته و بوسیله دوربین ٬ صحنه شکنجه کردن جوان ها را توسط 3 نفر دیگر ، با لذت هر چه تمام تر تماشا می کنتد .شکنجه هایی نظیر کتک زدن و شلاق زدن جوان ها تا کشته شدنشان ، بریدن زبان یکی از جوان ها ، در آوردن چشم  دیگری ، سوزاندن سینه های دختری با شمع، کندن پوست سر یکی دیگر از دخترها ، تجاوز و حلق آویز کردن و... . در پایان هم فیلم با صحنه ای از رقص دو نفر از نگهبانان به پایان می رسد در حالیکه یکی  اسم دوست دختر دیگری را می پرسد.

 

 

 

پازولینی در تمام دوران کوتاه فیلم سازیش - به گفته خودش- این موضوع آزارش می داد که چگونه می شود بوسیله تصویر ، حقیقت را به گونه ای به بیننده القاء کرد که تاثیری صد در صد واقعی برایش داشته باشد و به طور کامل وی را در فضای ما وقع قرار بدهد. و این دقیقا همان چیزی است که سعی داشته در فیلمهایش پیاده کند و در Salo به کمال رسیده و باعث تحسین اکثر منتقدان خاص و تیز بین سینما شده. این امر تنها در صورتی تحقق پیدا می کرد که در یک فضای رئال غلو شده مفاهیم رو به صورت صریح ، عریان، پیوسته و بدون امان دادن به بیننده نمایش داد و کاتالیزور این فرآیند عامل شوک بود. کاتالیزوری که به گفته خودش اولین بار در فیلم Salo کشف و پیاده اش کرده بود و هیچ وقت تصور نمی کرد که این فیلم آخرین مجال برای پیاده کردن دغدغه های فکریش باشد. این عامل شوک و غافلگیری در طول فیلم کاملا مشهود است. از همان محفل آغازین فیلم هر بیننده ای با این تصور که دیگر از این بد تر نمی شود با ترس آمیخته به انزجار فیلم را نگاه می کند ولی با شروع محفل بعدی متوجه می شود اشتباه کرده، تا اینکه در محفل آخر این شوک کارکرد مناسب خودش را پیدا می کند و بیننده را در حالیکه کاملا اشباع شده به طور کامل مسحور پیام خودش می کند و صحنه پایانی فیلم رقص موزون دو نگهبان به منزله آرامشی است که پس از خروج قطار از تونل وحشت و قبل از توقفش حس می کنیم. این بادی که به صورت ما می خورد در واقع مجال مناسبی برای شروع تفکر بیننده است در مورد آن چه که به طور مسلسل وار و شوک آوری دیده و فرصتی برای فکر کردن به آن نداشته است و سوال نگهبان در هنگام رقص ( اسم دوست دخترت چیه؟) شاید می خواهد این نکته رو به ما گوشزد کند که تمام این شکنجه ها توسط انسان های معمولی که هزاران نفرشان در کنار ما و در همین جهان امروز زندگی می کنند انجام شده ، انسانهایی که شاید هنگام دیدن فیلم فراموش کردیم که این ها انسان هستند، انسان هایی که مثل بقیه با شنیدن موسیقی مشغول رقصیدن می شوند ، دوست دختر دارند و حتی عاشق می شوند ، صحنه ای رو به یاد بیاورید که یکی از 4 ستمگر فیلم مشغول عشقبازی با یکی از نگهبان هاست و به معشوق وعده وصال هم می دهد ، پازولینی با قرار دادن این فاکتورها -که در داستان اصلی وجود نداشت- سعی داشته به این فاشیست ها جنبه انسانی بیشتری ببخشد و گوشزد کند که این اتفاقات توسط انسان

هایی از جنس امروز و زمینی انجام می شود نه مریخی. تاکیدی که قتل خودش هم مهر تاییدی بود بر آن.
 

از مشخصه های بارز دیگه Salo فیلم برداری آن است. زاویه قرار گرفتن دوربین بارها و بارها تغییر می کند، در حالی که دور بین بدون حرکت است. به طور کلی نحوه فیلم برداری این فیلم به صورتی هست که بیننده را به نحوی گیج و عصبی می کند. تصاویر بسته ای که به سرعت به تصاویر باز تبدیل می شوند ، تغییر متدوام زاویه دوربین با حداقل حرکت دوربین، نماهای نزدیک و بسته ثابت از چهره های شکنجه گر ها و شکنجه شونده ها، حرکات غیر قابل پیش بینی دوربین ٬ همه و همه به انتقال این حس کمک می کنند یکی دیگر از فیلم هایی که با چنین دقت و مهارتی سعی در انتقال حس گیج کننده و عصبی و حتی خشن فیلم به بیننده داشته فیلم Cape Fear اسکورسزی بوده که در آن با ابتکارات دیگری از جمله لرزش دوربین و کج کردن قاب سعی در انتقال حس داشته و همه این ها در راستای همان دغدغه پازولینی برای انتقال هرچه بهتر حقیقت و واقعیت با حداکثر تاثیر به بیننده بوده است. نکته مشخص دیگر در فیلم برداری ٬ عوض شدن ناگهانی از شکنجه گرها، قربانی ها، سربازها و زن های نقال به یکدیگر است. تاکید بر این تغییر زاویه دید با صحنه درخشان آخر فیلم تثبیت می شود. صحنه ای که هر یک از شکنجه گرها با تغییر موقعیت خودشان از دیدگاه ناظر و یک زاویه جدید به صحنه شکنجه نگاه می کنند. این از جنبه های دیگری هم قابل بحث است، شاید اکثرا شنیدیم که بعضی از شکنجه گرها یا قاتلها هنگام ارتکاب جنایت از صحنه قتل ها و شکنجه ها فیلم برداری می کنند و از تماشای مجدد آن ها لذت می برند، رفتار سادیستیکی که هر 4 نفر در فیلم٬ آن را نشان دادند، حالا این رفتار های سادیستیک در مواجهه با نمایش این فیلم برای عموم مردم چه عکس العملی نشان خواهد داد؟ بدون شک شبیه همان عکس العملی که یک همجنس باز فاشیست و یا به عقیده برخی یک گروه فاشیست بر سر پازولینی آورد و شاید ارزش Salo در همین باشد ، ارزشی که پازولینی را به هدف خودش در بیان هرچه تاثیر گذارتر رفتار های سادیستی و فاشیستی ، رساند. هر چند که بهای آن کشته شدن خودش به فجیع ترین شکل ممکن بود.

 


در دورانی که کشتار جمعی و قتل عام های نژاد پرستانه در همه جا دیده می شود ، سینما به عنوان مهم

ترین عامل تاثیر گذار می تواند منعکس کننده واقعیات جاری جامعه به بهترین شکل ممکن باشه ، که متاسفانه امروز این طور نیست . انصافا چهره ای که از مافیا و جنایتکاران امروز در فیلم ها نشان داده می شود تا چه حد بر واقعیت منطبق است؟ و آیا کسی جسارت بیان واقعیت را به صریح ترین شکل ممکن دارد؟ پازولینی کسی بود که این جرات را داشت و اگر اجازه می دادند امروز می توانستیم بگوییم پازولینی کسی است که این جرات را دارد. ولی همانطور که پیش تر اشاره شد نبوغ بی پرواست و بهای این نبوغ و بی پروایی گزاف خواهد بود.

 

منبع : اینترنت و تالیف

http://www.agrandisman.tk/


 
دوشنبه 29 آبان ماه سال 1385
لنگه چکمه ای در جنوب اروپا

هنر و سینمای ایتالیا

 

 

 

این مطلب جهت گشودن روزنه ای هرچند باریک به سرزمین شعر و ادب و هنر اروپا است. سعی بر زدن پلی است به سرزمینی که هرچند چندان وسیع نیست و مانند یک لنگه چکمه در جنوب اروپا دور افتاده است، اما آوازه نوابغ هنری اش مانند دانته، بوکاچو و پتراک در ادبیات، میکل آنژ و داوینچی در پیکر تراشی و نقاشی، دسیکا، فلینی و پازولینی در سینما و بسیاری دیگر در زمینه های موسیقی ، تئاتر و معماری، مرزهای بین الملی را پشت سر گذاشته است..

 

تاریخ معاصر ایتالیا


در سال 1861 پادشاهی ایتالیا شکل گرفت. ویکتور امانوئل دوم که پادشاه ساردین بود به پادشاهی ایتالیا یرگزیده شد و سعی در متحد کردن شبه جزیره نمود. در همین راستا در سال 1866 با اشغال ونیز و چهار سال بعد رم آن ها را به ایتالیا ملحق کرد که رم پس از چند سال به پایتختی ایتالیا انتخاب شد. اما تلاش های دیگر مانند جنگ با دولت عثمانی برای الحاق بخش هایی از لیبی در سال 1912 عقیم می ماند.

درسال 1915 علی رغم اتحاد با آلمان، اتریش و مجارستان، ایتالیا به طمع بدست آوردن قسمتهایی از اتریش با متفقین هم دست شده و در جنگ جهانی اول شرکت می کند. ولی ایتالیا خیلی کمتر از آنچه در پیمان های صلح پس از جنگ پیش بینی شده بود زمین به دست آورد . بعد از جنگ جهانی اول، نا امیدی ها و ناکامی ها و بیم انقلاب کمونیستی منجر به رشد فاشیسم شد. در 1922 بنیتو موسولینی جنگ طلبانه به نخست وزیری رسید و حکومت فاشیستی و دیکتاتوری خودش را تشکیل داد.

در 1936 ایتالیا با آلمان متحد شد و در 1940 به بریتانیا و فرانسه اعلام جنگ کرد. اما وقتی ایتالیا در 1943 به اشغال سربازان متفقین درآمد، پادشاه، موسولینی را عزل کرد و ایتالیا به متفقین پیوست. در 1946 مردم ایتالیا به لغو حکومت سلطنتی رای دادند و ایتالیا جمهوری اعلام شد. همچنین نفوذ کلیسا در زندگی روزانه ایتالیایی ها، باعث شد تا در سال 1984 مذهب کاتولیک رومی ها، مذهب رسمی ایتالیا اعلام شود.

در سال 1986 ایتالیا قدم های موثری برای مبارزه با جنایات سازمان یافته مافیا برداشت. در این سال 338 تن از اعضای مافیا دستگیر و زندانی شدند
.


رسوایی سیاسی در سال 1990 باعث کنار رفتن حزب دمکرات مسیحی که از سال 1948 در ایتالیا بیشترین نفوذ داشت، گردید. در 1993 دولت انتقالی غیر سیاسی تشکیل گردید تا تغییرات قانون اساسی را اجرا کند.

در سال 1994 ائتلاف دست راستی به رهبری سیلویو برلسکنی که مرد با نفوذ در رسانه ها بود، به قدرت رسید. و با اینکه پس از مدتی این ائتلاف از هم پاشیده شد، اما برلسکنی به سمت نخست وزیری رسید. در سال 1996 ائتلاف دست چپی با نام درخت زیتون به رهبری رومانو پرودی به قدرت دست یافت. با اینکه کوششهای فراوانی برای ایجاد وحدت واقعی کشور از طریق تشویق توسعه اقتصادی جنوب انجام شده است. ولی ساختار سیاسی ایتالیا همچنان بی ثبات و طول حیات دولتهای ائتلافی کوتاه بوده است. در حال حاضر دولت دست راستی سیلویو برلسکنی از سال 2001 در ایتالیا قدرت را به دست گرفته است.

احزاب عمده سیاسی در ایتالیا عبارتند از:

حزب مردم (محافظه کار؛ دموکرات مسیحی سابق)
حزب دمکراتیک چپ (حزب کمونیست سابق)
حزب سوسیالیست (PSI)
اتحادیه شمال (تجزیه طلب؛ شامل اتحادیه لومبارد)، جمهوریخواه (RPI)
حزب رادیکال
حزب لیبرال
حزب سوسیال دموکرات
اتحاد دموکراتیک (اصلاح طلب)

 

نگاهی به سینمای ایتالیا

قبل از جنگ، سینمای ایتالیا، سینمایی مبتذل، سبک و سطحی بود. فیلم ها اغلب آثار کپی شده هالیودی با مایه های کمدی، خانوادگی و در مواردی الهام گرفته از قهرمانان تاریخی ایتالیا بود. این ابتذال زمانی به اوج خود رسید که بنیتو موسولینی نظام فاشیست را در ایتالیا حاکم کرد و فاشیست ها با تسلط بر سینما، از ساخت فیلمهای مخالف اهداف فاشیسم جلوگیری کردند.

شرکت ایتالیا در جنگ، آن هم، همسو با آلمان، ایتالیا را به فقر و بدبختی کشاند. بعد از پیروزی متفقین در ایتالیا، فقر و بیکاری حاصل از جنگ چهره زشتی از ایتالیا ساخته بود و مردم برای رسیدن به آزادی که برای آن ها تبدیل به رویا شده بود، امید داشتند. در این حال هوا بود که سینمای ایتالیا با تاثیر از اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به ساخت فیلمهای نئورئالیستی روی آورد.

نئورئالیسم- Neorealism -  یا واقع گرایی نو یکی از اولین حرکتهای مهم سینما بعد از جنگ جهانی دوم بود که در ایتالیا پدید آمد. نئورئالیسم هنری کردن واقعیات بدون توجه به قراردادها و سرگرمی های پذیرفته شده است. نئورئالیسم در حقیقت از رئالیسم شاعرانه فرانسه الگو گرفته است. و پیروان این سبک اکثرا گرایشهای مارکسیستی دارند
.


کارگردانان پیرو نئورئالیسم فیلم هایشان را خارج از استودیو و در فضای واقعی شهرها و خیابان ها می سازند. از بازیگران حرفه ای استفاده نمی کنند و خواهان ارتباط مستقیم با واقعیات جامعه هستند. به همین جهت نمایش بیکاری، بدبختی، فقر و امثال آن در اغلب این آثار مشهود است. دوبله این فیلم ها بعد از پایان کار، این امکان را فراهم می کرد که دوربین ها آزادی عمل بیشتری داشته باشند و بهتر به هدف واقع گرایانه که می خواستند برسند.
 

لوچینو ویسکونتی


فیلم وسوسه (1942) ساخته ویسکونتی، را اغلب به عنوان اولین فیلم نئورئالیسمی میشناسند. زمین می لرزد (1948) ساخته دیگر این کارگردان روایتگر ماجراهای یک دهکده ماهیگیری سیسیل در دوران جنگ است که از ماهیگر واقعی و خوانواده اش به جای هنرپیشه گان استفاده کرده است.

 

روبرتو روسلینی  ---  ویتوریو دسیکا


از کارگردانهای پیشرو مکتب نئورئالیسم، میتوان به روبرتو روسلینی اشاره کرد که با ساخت فیلم هایی چون رم شهر بی دفاع (1945) و پاییزا (1946)، آلمان سال صفر(1947) به ایجاد این مکتب کمک کرد. ویتوریو دسیکا با همیاری چزاره زاواتینی به عنوان فیلمنامه نویس، با فیلمهایی چون واکسی(1946) و دزد دوچرخه (1948) ، معجزه در میلان (1951) و امبرتو دی(1952) از دیگر کارگردانان صاحب نام این سبک می باشد.

گرچه نئورئالیسم تحسین جهانیان را برانگیخت اما نگاه انتقادانه اش به دولت های معاصر باعث درگیری های زیادی در ایتالیا شد. در سال 1949 قانونی تصویب شد که به دولت اجازه میداد از تولید و ساخت فیلم هایی که به نظر آنان به ایتالیا تهمت و توهین می کردند، جلوگیری کند. از طرف دیگر بهبود وضع اقتصادی مردم و علاقه آنان به سبک های دیگر سینمایی باعث افول این نوع سینما در ایتالیا گردید، هرچند نئورئالیسم در کشورهای دیگر ادامه یافت و فیلمسازانی از آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، نئورئالیسم را به عنوان الگویی برای مقابله با کارخانه رویا سازی هالیوود تلقی کردند و آن را روشی ارزان قیمت جهت ساخت فیلم هایی در مورد کشور و مردم خودشان یافتند.
 

فدریکو فلینی


فدریکو فلینی نیز با نوشتن فیلمنامه های مختلفی همچون رم شهر بی دفاع، پاییزا، به نام قانون و... ، در زمینه نئورئالیسم کار را آغاز کرد اما فیلم های کارگردانی شده توسط خودش مخصوصا بعد از سال 1950 به مرور سمت کمدی و ابعاد معنوی و درونی انسان ها کشیده شد. او نگرش خاص خودش را از نئورئالیسم عرضه کرد. به نظر او نئورئالیسم علاوه بر نگاه به واقعیت های اجتماعی می تواند نگاه به واقعیت درونی انسانها باشد. واقعیت های روحانی، متافیزیک و هر آن چه در درون انسان وجود دارد. فیلمهای جاده، شب های کابیریا، زندگی شیرین، ساتریکون، هشت ونیم و آمارکورد از جمله معروفترین آثار وی می باشد.

 

میکلانجلو آنتونیونی


از دیگر کارگردان مطرح سینمای ایتالیا میتوان به میکلانجلو آنتونیونی اشاره کرد، که او هم مانند فدریکو فلینی به نئورئالیسم درونی معتقد بود. محتوای فیلم های او را اغلب اضطراب ها ، تردیدها و نگرانی ها ی بشر امروز و عدم توانایی او در برقراری رابطه معنوی با دیگران تشکیل می دهد. فیلم های وی آکنده از سکوت ها ، خلاء ها و همة واکنش های انسان مضطرب و ناامید است. زمینه تصاویر خشک ، خالی و بی روح است. رنگ خاکستری غلبه دارد. در نتیجه تمام ساختمان فیلم نیز از همان ملال و اندوهی بر خوردار است که محتوای فیلم. از آثار معروف وی هم میتوان به داستان عشق، ماجرا، بیایان سرخ، نقطه زابریسکی، مسافر و آن سوی ابرها اشاره کرد.
 

پیر پائولو پازولینی


نمی توان از سینمای ایتالیا صحبت کرد و یادی از پیر پائولو پازولینی نکرد. البته بسیاری پازولینی را در زمره مهم ترین شاعران و نویسندگان ایتالیا می دانند، اما وی در ایران بیشتر به عنوان سینماگر شناخته شده است. وی در طول عمر نسبتا کوتاه خود (۵۳سال)، آثار بسیاری در زمینه سینما و ادبیات خلق کرد و تاثیر عمیقی بر فیلمسازان نسل پس از خود گذاشت. از جمله آثار معروف وی در سینما نیز میتوان به فیلم های انجیل به روایت متی، دکامرون، افسانه های کانتربری، هزار و یکشب و فیلم غیر متعارف سالو یا صد و بیست روز سدوم اشاره کرد
.

 

نگاهی به ادبیات ایتالیا

ادبیات نوشته شده به زبان ایتالیایی همگی متعلق به قرن سیزدهم به بعد هستند. قبل از این زمان زبان ادبیات، لاتین بود که برای نوشتن آثار تاریخی ، افسانه های حماسی، اشعار مذهبی و تاریخی، زندگی قدیسین و آثار آموزشی و علمی به کار می رفت. علاوه بر نوشته های لاتین، تعدادی از شاعران ایتالیایی به زبان فرانسه شعر می سرودند که اغلب اشعار از منابع خارجی الگو گرفته بود.

لاتین در واقع زبانی بود که امپراتوری روم به مردم سرزمین های تحت سلطه اش تحمیل کرده بود، اما مردم با سرباز زدن ازپذیرش آن موجبات رواج زبانی محاوره ای، ساده و کم قاعده را در ایالت های مختلف فراهم کردند که پس از، از هم پاشیده شدن حکومت مرکزی روم، این زبان لاتین عامیه به صورت های مختلف تغییر شکل داد که به دو گروه شرقی و غربی تقسیم می شود. زبان های رومانیایی و ایتالیایی از جمله زبان های شرقی و زبان فرانسوی نیز از گروه زبانهای غربی محسوب می شود.

در زمان حکومت فدریک دوم و پسرش مانفرد، نوشتن اشعار به زبان ایتالیایی در سیسیل رونق گرفت که سرآمد آنها اشعار Giacomo Pugliese بود. پس از فروپاشی این خاندان در سال 1254 مرکز شاعران به دو شهر آرزو با سردمداری Guittone d?Arezzo و شهر بولوینا با رهبری Guido Guinizelli منتقل شد. گنی چلی بجای سرون اشعار عاشقانه در وصف زنان به سرودن اشعار معنوی در وصف زیبایی الهی پرداخت. آثار دانته آلیگیری شاعر و نویسنده نامدار ایتالیا تاثیر پذیری زیادی از این اشعار دارد. زندگی نو و کمدی الهی از مشهورترین آثار دانته می باشد که وی متاثر از یک عشق آسمانی به دختری به نام بئاتریس آنها را تالیف کرده است. در کتاب لاتین او با نام گویش مشترک (De Vulgari Eloquentia) برای اولین بار مفاهیم حکومت جهانی و سازمان ملل مطرح می شود.  Guido Cavalcantiو Cino da Pistoia نیز از دیگر غزل سرایان معروف ایتالیایی بودند که مانند دانته، متاثر از سبک گنی چلی بودند.

شروع عصر رنسانس در اواخر قرن چهاردهم، موجب توسعه اقتصادی، سیاسی و پیشرفت فرهنگی زیادی در ایتالیا شد و از این زمان بود که کتاب های صرف و نحو ایتالیایی تالیف شد و در کنار ترقی زبان ایتالیایی، از رونق زبان لاتین کاسته شد. Francesco Petrarca معروف به پترارک یکی از مشهورترین شاعران و نویسندگان این دوره است که به زبان لاتین و ایتالیایی آثار مهمی تالیف کرده است. یکی از مشهورترین کارهای وی جمع آوری اشعار ایتالیایی بود که به نام کتاب شعر (Canzoniere) منتشرشد و با نام غزلیات پتراک به انگلیسی ترجمه شده است
.

 

جیووانی بوکاچیو

 

 Giovanni Boccaccioیکی از بزرگترین نویسندگان ایتالیایی است که در ده سالگی از پاریس برای تحصیل به ناپل ایتالیا فرستاده می شود. آثار او عمیقا تحت تاثیر پترارک است. معروف ترین کار وی مجموعه صد داستان به نام دکامرون است. این کتاب شامل حکایت هایی است که هفت مرد و سه زن که از ترس طاعون به یک ویلای دور افتاده پناه برده اند، در مدت ده روز تعریف میکنند.

زبان ایتالیا در نواحی مختلف، با گویشهای مختلفی ادا میشد، دانته، پترارک و بوکاچیو اولین نویسنگانی بودند که در آثار خود از گویش توسکانی که در شهرهای شمالی ایتالیا تلفظ می شد، استفاده کردند و در تثبیت این نوع گویش به عنوان گویش برتر و مبنای زبان امروزی ایتالیا تاثیر زیادی داشتند.

 

آنجلو پولیتزیانو


 Angelo Poliziano
معروف به  Politianیکی از شاعران به نام توسکان در قرن پانزدهم است که نمایشنامه نظم او با نام ارفیوس (Orfeo)‌ موسیقی‌ دادن‌ و شاعر افسانه های یونان یکی از اولین کارهای مهم درام ایتالیا محسوب می شود. پولیشین همچنین به جهت تالیف مقاله های تحقیقی و ترجمه متون یونانی، معروف است.

از ادیبان مهم قرن شانزده ایتالیا میتوان به افراد زیر اشاره کرد:

 Ludovico Ariosto
با کتاب اورلاندو دیوانه 

مورخ و فیلسوف معروف Niccolò Machiavelli با کتاب شاهزاده  که سرمشق ستمگران زیادی از جمله هیتلر و ناپلئون قرار گرفت.

دوست ماکیاولی Francesco Guicciardini با کتاب تاریخ ایتالیا

 Matteo Bandello
با سری چهار جلدی داستان های کوتاهی به نام the Novelle که الگوی آثار نویسندگان بسیاری از جمله رمئو و ژولیت شکسپیر گردید.

Torquato Tasso
با کتاب اورشلیم نجات یافته که شرح رهایی بیت المقدس از دست مسلمین است.

 Giordano Bruno
که نوشته های او علیه اشرافیت و استبداد از طرف کلیسا ممنوع شد. ودر سال 1600 به جرم ارتداد در آتش سوزانده شد.

در قرن هفدهم ایتالیا تحت نفوذ اسپانیا قرار میگیرد و به علت کنترل شدید و تفتیش عقاید، فرصتی برای ظهور عالم وادیب جدیدی بوجود نمیآید تا اینکه در قرن هجدهم دوباره نویسندگان بزرگی از جمله Vittorio Alfieri با نمایشنامه معروف Antigone پدیدار میشوند.

Giacomo Leopardi
بزرگترین شاعر قرن نوزدهم ایتالیا محسوب می شود و کتاب فلسفی Operette morali از مهمترین آثارش می باشد.
 

Giosu蠃arducci


از Giosu蠃arducci به عنوان اولین کسی که مدال ادبی نوبل را در سال 1906 نصیب ایتالیا نمود، می توان یاد کرد.

کتاب ماجراهای پینوکیو اثر Carlo Lorenzini معرف به  Carlo Collodi از دیگر آثار بسیار مشهور این دوره است.

آثار ادبی ایتالیا در قرن بیستم بسیار تاثیر گرفته از سال های تحت نفوذ فاشیسم به رهبری Benito Mussolini می باشد. در این مورد میتوان Gabriele D?Annunzio اشاره نمود. نویسنده، شاعر و نمایشنامه نویس که قابلیت های وی در ترجمه احساسات به زبان معمولی انکار ناپذیر است.

از دیگر نویسندگان مطرح عصر معاصر ایتالیا میتوان به افراد زیر اشاره کرد:

 Ettore Schmitz
با نام مستعار Italo Svevo خالق آثاری چون پیری و اعترافات زنو بر اساس تحلیل های زیگموند فروید.

 Grazia Deledda
با کتاب معروف مادر.

 Benedetto Croce
متفکر معروف قرن بیستم ایتالیا با کتاب معروف چهار جلدیش به نام فلسفه ارواح .

 Secondo Tranquilli
با نام مستعار Ignazio Silone با کتب مشهوری چون فونتامارا و نان و شراب

 Giuseppe Ungaretti
با کتاب هایی همچون شادی طرد شد و احساس زمان

Salvatore Quasimodo
شاعر معاصر ایتالیای است که در سال 1959 جایزه ادبی نوبل را دریافت کرده است.

Carlo Levi
 با اثر پرفروشی همچون مسیح در ابولی متوقف شد.

 Alberto Pincherle
با نام مستعار Alberto Moravia و خالق آثاری چون دو زن که سوفیا لورن هنرپیشه معروف ایتالیای با بازی در برگردان فیلم آن موفق به دریافت اولین جایزه اسکار برای هنرپیشه خارجی زبان می گردد.
 

داریو فو


 Dario Foمعروفترین نمایشنامه نویس ایتالیایی است که جایزه ادبیات نوبل در سال 1997 را نصیب خود کرده است. اسرار کمدی (Mistero buffo) و مرگ ناگهانی یک آنارشیست  از جمله معروف ترین آثار وی می باشد.

Umberto Eco
که با اولین رمانش با نام به نام رز به شهرت رسید

........................................


 
دوشنبه 29 آبان ماه سال 1385
ب دوز ....دزدکثیف
 

 هیچ وقت یادم نمیاد که از اول مهر خوشم اومده باشه.

راستی اینم لیستی از آهنگ‌هایی که برای مدرسه خونده شده.

 

                                                    

 

                                                 We don't need no education
                                              We dont need no thought control
                                              No dark sarcasm in the classroom
                                                Teachers leave them kids alone
                                             Hey! Teachers! Leave them kids alone           
                                           All in all it's just another brick in the wall
                                        All in all you're just another brick in the wall                 
                                                   We don't need no education
                                              We dont need no thought control
                                                No dark sarcasm in the classroom
                                                Teachers leave them kids alone
                                         Hey! Teachers! Leave them kids alone
                                       All in all it's just another brick in the wall
                                        All in all you're just another brick in the wall

                

                                                               Download 

.کلیپ‌ رو هم می‌تونید ببینید و هم دانلود کنید.( youtube)

 

 

....................................................

.

فیلم «چاقو در آب» شاید جزو  یکی از بهترین فیلم‌های رومن پولانسکی باشه البته برای آن دسته که یکی دو تا از فیلم‌های پولانسکی رو دیده باشند.

اما دیدن فیلم‌های این کارگردان مستقل دارای سبک شاید نیازمند اطلاعاتی باشه که از قبل باید در مورد اون بدونیم.

فیلم «چاقو در آب» اولین فیلم بلند رومن پولانسکی است که به روابط بین انسان‌ها و ضابطه‌ی اجتماعی بودن می‌پردازه.

«فیلم دو مرد و قفسه»  که جایزه‌ی بهترین فیلم بین‌المللی سانفرانسیسکو و بروکسل رو دریافت کرد نقطه‌ی اوجی بود در سینمای رومن پولانسکی.

این فیلم روابط بین دو مرد رو نشون می‌دهد که دچار بدگمانی شدند.

این فیلم کوتاه پولانسکی جوان جرقه‌ای بود برای دیگر کارگردان‌ها که فیلم‌هایی در این مضموم بسازند.

در سال 1959 فیلم کوتاه دیگه‌ای ساخت بنام «زمان خزان فرشتگان» که این فیلم مربوط می‌شد به جنگ و این که می‌تونه چه اثرات مخربی رو روابط انسان‌ها بذاره.

تا سال 1962 دو فیلم کوتاه دیگه هم ساخت،تا این که شروع کرد به ساختن اولین فیلم بلند خود که همین «چاقو در آب» است.

خلاصه‌ی فیلم رو می‌تونید اینجا بخونید.(فارسی)

 

سمبل چاقو در فیلم

شاید با دیدن فیلم متوجه نشوید که چاقو استعاره از چیه؟ولی با دو بار دیدن فیلم متوجه می‌شید.

چاقو در این فیلم که در دست پسر جوان هست استعاره دارد از شرایط روانی و ذهنی و احساسی هم مرد جوان و هم آندری،که هر دو قصد جلب توجه زن رو دارند.

و در جایی که چاقو بوسیله‌ی آندری در آب انداخته می‌شود غرور هر دو مرد که هر یک ‌می‌خواستند یکدیگر رو تحقیر کنند،بلکه بیشتر آندری  قصد تحقیر مرد جوان رو دارد شکسته می‌شود.

و این در آخر فیلم بسیار مشهود است که مرد جوان هنوز به ساحل نرسیده قایق رو ترک می‌کنه و در بین علف‌زار‌ها محو می‌شود.

 

چند نکته در مورد فیلم

بازیگر نقش آندری یک بازیگر تئاتر هست،و این که بازیگر زن(کریستینا) اولین تجربه‌اش بوده و رومن پولانسکی اون رو در یک استخر دیده،و به گفته‌ی خود پولانسکی خیلی باهوش و جذاب به نظر می‌رسیده ولی متاسفانه خیلی کند ذهن و بی‌عاطفه بوده،فقط به نظر می‌رسیده.

رومن پولانسکی با هر سه این بازیگرها تنها دیالوگ‌ها رو تمرین می‌کرده و به آنها نشون میداده که چه جوری باید رفتار کنند و دیالوگ‌ها رو بخوانند.

و این که صدای مرد جوان رو خود رومن پولانسکی دوبله کرده.

فیلم «چاقو در آب» در سال 1964 نامزد بهترین فیلم خارجی اسکار شد.

در سال 1962 جایزه بهترین فیلم جشنواره‌ی ونیز رو برد.

 

فضای سیاسی آن زمان

شنیدم که رومن پولانسکی بخاطر این فیلم از لهستان اخراج شده

و فکر می‌کنم بخاطر عقاید ضد کمونیستی بوده.

پولانسکی و وجدا و اسکیمولوفسکی هر سه  مخالف حکومت کمونیست‌ها بودند و حاضر نمی‌شدند که فیلم‌هایی تبلیغاتی در مورد کمونیست‌ها بسازند.

هر سه نیز در مدرسه‌ی سینمایی لودز درس خوانند.

 

 

پیشنهاد برای دیدن چند فیلم رومن پولانسکی

مرگ و دوشیزه

پیانیست

محله‌ی چینی‌ها

بچه‌ی رزماری

این فیلم‌ها چندتا از بهترین فیلم‌هایی است که از پولانسکی دیدم.

حتما با خودتون می‌گید پس بیترمون چی؟

برخلاف همه من زیاد از این فیلم خوشم نیامد...

....................................................................

http://film-online.blogfa.com/

http://www.newwave.blogfa.com/

 


   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری