یادداشت های آلبالویی
  
 حرکت به سوی انتقاد
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو

خودش تایپ میکنه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 26 مهر ماه سال 1386
چهارصدضربه بزن به رگ های من

فرانســوا تروفــــو

 

تولد: 6 فوریه 1932

فوت : 29 اکتبر 1984

نامزدی اسکار: 3 بار

                                    

 

فرانسوا تروفو، فیلم ساز سر شناس موج نوی سینمای فرانسه ششم فوریه سال 1932 در شهر پاریس به دنیا امد. این فیلمساز از 7 سالگی به تماشای فیلم پرداخت و با سالن تاریک سینما آشنا شد او با اینکه علاقه ی شدیدی به مطالعه داشت، در مدرسه چندان موفق نبود . در 14 سالگی مدرسه را رها کرد. و یه کارگری پرداخت. در سال 1947 یک باشگاه نمایش فیلم پیدا کرد و در همانجا بود که با آندره بازن که یکی از منتقدان بنام فرانسه بود آشنا شد. بزودی بازن برای تروفو حکم یک استاد را پیدا کرد و رابطه ی  صمیمانه ای بین آنها بوجود آمد حتی یک بار بازن تروفو را از زندان آزاد کرد. او در سال 1953 اولین نقد سینمایی خود را در کای دو سینما  چاپ کرد. در این مجله تروفو و تعدادی از دوستانش که عشق زیادی به کشف جنبه های پنهان سینما و فیلم سازان داشتند، از سیاستی دفاع کردند که به زودی به "تئوری مولف" مشهور شد. طبق این تئوری کارگردان مولف اصلی فیلم است و  او ست که با دیدگاه خود دست به خلق اثر تالیفی خود می زند. تروفو در سال 1954 اولین فیلم کوتاه خود را کارگردانی کرد. در سال 1957 با کارگردانی "لس میستونز" اولین گام را برای ورود به سینمای حرفه برداشت.  در سال 1959 ، "چهارصد ضربه" که اولین فیلم بلند او بود با استقبال گسترده ی مردم و منتقدین روبرو شد. این فیلم آغازگر موج نوع سینمای فرانسه بود. این فیلم به گونه ای اتوگرافی خود کارگردان است.فیلم در رشته ی بهترین فیلمنامه نامزد جایزه ی اسکار شد. منتقدان از تروفو بعنوان بزرگترین کارگردان تاریخ فرانسه یاد کرده اند. در حقیقت او تاثیر گذارترین کارگردان دهه ی 60 اروپا می باشد. او به شدت به هیچکاک علاقه داشت. و به همین دلیل در سینمای دلهره آور آن هم به سبک هیچکاکی آثاری از خود بجا گذاشت که از مهمترین آنها می توان به "عروس سیاهپوش"(1968) و "مستخدمه ی می سی سی پی" (1970) اشاره کرد. او این علاقه را با انتشار کتاب "هیچکاک به روایت تروفو" اثبات کرد. فیلم های پایانی او مانند "زنی در همسایگی"(1981) بیشتر به بررسی وضعیت آدمهای مختلف در شرایط متفاوت روحی و اجتماعی می پردازد. گله ی منتقدان از تروفو این است که فیلمهای پایانی او کیفیت آثار اولیه اش را ندارد. تروفو سال 1983 آخرین فیلم خود را با نام "بالاخره یکشنبه" کارگردانی کرد. او مدتی بعد از ساخت این فیلم در گذشت.

                                 

                                                                *****

          

معرفی فیلم: چهارصد ضربه

 

The Four Hundred Blows

بازیگران: ژان پیر لود- کلیر موریر

کارگردان: فرانسوا تروفو

زمان: 99 دقیقه

فرانسه-1959

 

 **********************

خلاصه داستان: آنتوان( لود) پسری نوجوان است که با مادر و ناپدریش زندگی می کند، آنها چندان بفکر آنتوان نیستند و حتی آخر هفته او را در خانه تنها گذاشته و خود به تفریح می روند. از طرفی او در مدرسه نیز دانش آموز چندان خوبی نیست، او صبح ها به جای رفتن به مدرسه به همراه دوستش به گردش در خیابانهای پاریس می رود. پدر، او را تهدید به فرستادن به سربازی می کند، او از خانه فرار می کند و شبها را در خیابان می گذارند. آنتوان و دوستش یک ماشین تایپ می دزدند ولی چون نمی توانند آن را بفروشند، آن را به مغازه بر می گردانند ولی صاحب مغازه متوجه می شود و انها را می گیرد و به پدر آنتوان خبر می دهد . پدر هم که از دست او خسته شده او را به زندان و بعد به دارتادیب می فرستد...

 

**********************

چهار صد ضربه زندگی نامه ای ترین اثر تروفو می باشد. زیبایی آن حاصل از توانایی تروفو است که نکات خصوصی زندگی یک فرد را  به صورت همگانی بیان می کند. هدف تروفو نه افشای رخدادهای زندگی خود، بلکه به روایت دراوردن زندگی اش از طریق گنجاندن خاطرات شخصی اش در ساختاری اسطوره ای است.  یکی از نکات هنرمندانه ی فیلم تضاد میان خانه و بیرون است. آنتوان در خانه همانند یک زندانی است در حالی که در خارج از آن کودکی آزاد و رها می باشد که به نیازهای کودکانه اش پاسخ می دهد.

تروفو در نسخه آمریکایی صحنه ای را حذف کرد که قبلا در نسخه انگلیسی آن وجود داشت و آن صحنه ایست که آنتوان و مادرش برای خرید به مغازه ای می روند. آنتوان پنهانی به گفتگویی گوش می دهد که در مورد وضع حملی مشکل و خونین، همراه با پارگی رحم  است. او تقریبا در این صحنه بالا می آورد.


 
پنجشنبه 5 مهر ماه سال 1386
لاک پشت می شوم /می روم درون لاکم

می روم گم شوم درون تنهای ...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 34524


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها