
فقط دو تا چیز توی دنیا هست که یه "مرد واقعی" لازم داره: یهفنجون قهوه و یهسیگار خوب.
استرلینگهیدن جای جانیگیتار
.............
هیچکاک
۱. برایمن سینما تکهای از زندگی نیست اما میتواند تکه ای از کیک باشد.
۲. طولمدت یکفیلم بستهگیمستقیم دارد به گنجایش مثانهی آدمها.
۳. من همیشه میگویم که سختترین چیزها برای فیلمبرداری سگها، نوزادها، قایقهایموتوری، چارلز لاتون (خدایش بیامرزد)، و بازیگران متد هستند.
۴. کیمنوواک: آقایهیچکاک، احساسهای کاراکتر من نسبت به محیط چیان؟ هیچکاک: بهخدا این فقط یهفیلمه.
نقلشده توسط جیمز استیوارت
۵. هیچکاک صحنههای قتل را جوری میساخت که انگار صحنههای عاشقانه هستند و صحنههای عاشقانه را جوری که انگار صحنههای قتلاند.
فراسوا تروفو
برادران مارکس
۱. هاکنبوش: میدونی، من یهبار به مادرت پیشنهاد ازدواج دادم. فادی: اون پدرم بود. هاکنبوش: پس عجیب نیس که اون پیشنهادم رو رد کرد.
گروچو و ماورین اُ سولیوان در یکروز در مسابقهی اسبدوانی
۲. امیلی، من باید یه اعتراف کوچیکی بکنم. من در حیقت پزشک اسبااَم. ولی با من ازدواجکن، من قول میدم دیگه به هیچاسبی نگاه نکنم.
گروچو در نقش هاکنبوش در یکروز در مسابقهیاسبدوانی
۳. یادتباشه، تو داری برای شرافت یکزن میجنگی، درحالی که احتمالا اون خودش هیچوقت همچینکاری نکرده.
گروچو جای فایرفلای در سوپ اردک
۴. یکآماتور فکر میکنه اینکه یهمرد رو شکل یکپیرزن دربیاری، اونو بنشونی روی ویلچر و در سراشیبی هلشبدی بهسمت یک ماشین درحال حرکت، کار خندهدارییه. برای یهحرفهای اون باید یهپیرزن واقعی باشه.
گروچو
۵. جنرالاسمیت گزارش یه حملهی شیمیایی رو داده. میخواد بدونه چهکار باید بکنه. فایرفلای: بهش بگو یه قاشق چایخوری جوششیرین رو تو نصفلیوان آب بریزه و بخوره.
زپو و گروچو در سوپ اردک
۶. آقایون، چیکولینی ممکنه اینجا حرفهای احمقانهای بزنه، یا احمق بهنظر برسه، اما نذارین اینچیزا خرتونکنه: اون واقعاً یه احمقه.
گروچو جای روفوس تی. فایرفلای در سوپ اردک
آقا شما متوجهنیستی. بین، اون یه جاسوسه منم یه جاسوسم، اون برای من کار میکنه. من ازش میخوام که یه چیزی رو برایمن بفهمه، ولی اون نمیفهمه چیو باید بفهمه. حالا من چهجوری باید چیزیرو که میخوام، بفهمم اگه اون نفهمه من چیو میخواستم بفهمم. چیکو جای چیکولینی در سوپ اردک
می وست
۱. او از آندخترهایی بود که پلههای نردبان موفقیت رو یکییکی اشتباه طی میکرد. میوست دربارهی جیلهارلو
۲. با هر مردی که آشنا میشم میخواد ازم محافظتکنه. من نمیفهمم در برابر چی؟
۳. بین دو تا آدم نابهکار، من همیشه اونی ور انتخابمیکنم که تاحالا تجربهش نکردم. میوست جای میویس در مرد جوان، بهسمت غرب برو
۴. وقتی خانومها راه رو غلط میرن، آقایون درست پشتسر اونها میرن.
دیگران
۱. همیشه من دنبال کسی میگشتهام که دوستمداشتهباشد، و حالا من کسی را دوست دارم و این خیلی آسونه. چرا حالا اینقدر آسونه؟
ناتالیوود جای جودی به جیمز دین در شورش بیدلیل
۲. مارینا: تو باید موهاتو رنگکنی هالی، شبیه باکرهها شدی. هالی: من باکرهام. مارینا: اما دلیلی نداره که اینو جار بزنی
آنا فریل و میشلویلیامز در من بدون تو
۳. پدرت هیچوقت بهمن دستدرازی نکرد تا وقتی که ما ازدواجکردیم بعد از اون هم فقط به اینخاطر اینکار رو کردم چون یه زن[همسر] باید اینکار رو بکنه. یکزن از اینجور چیزها مثل یکمرد لذت نمیبره. اون فقط به شوهرش اجازه میده بهش نزدیکبشه برای اینکه بچهدار بشه.
آدریکریستی جای مادر ویلما در شکوه علفزار
۴. گاه-و-بیگاه یکسری از روزنامهها منو حامله میکنن. من نمیدونم چند بار تا حالا مطبوعات منو حاملهکردن. این خیلیعجیبه.
آدریهیپبورن
۵. قانونطبیعت. پسرها قدم بر این سیاره میذارن تا پدرهاشون رو بدبختکنن.
پلنیومن جای جانرونی در جادهای بهسوی پردیشن
۶. اد وود: من پوشیدن لباسهای زنانه رو دوسدارم. جورجیویس: تو دوجنسیای؟ اد: نه، ابداً. من زنها رو دوستدارم.پوشیدن لباسشون باعثمیشه احساسکنم به اونها نزدیکترم. جورجی: تو دوجنسی نیستی؟ اد: نه، من کاملاً مردم. من حتا تو جنگدوم جنگیدم. زیر یونیفرمام لباسزیر زنانه پوشیدهبودم.
جانیدپ و مایکاستار در اد وود
۷. فیلکانرز: شما تاحالا دژاوو داشتین خانوملنکستر؟ خانوملنکستر: نمیدونم. از آشپزخانه میپرسم.
بیلموری و آنجلا پاتون در روز گراندهاگ
۸. دلیلی برای ترسیدن وجود نداره، و ما امیدواریم شما از بقیهی سفرتون لذتببرید. راستی کسی اینجا هست که بدونه چهطوری میشه هواپیما رو هدایتکرد؟
جولیهگرتی جای ایلین در هواپیما
۹. ساتن: چی باعث میشه که تو همیشه بخوای از پشت با من حالکنی؟ بهخاطر اینه که میخوای کس دیگهای رو بهجای من تصور کنی؟ صدامحسین: ساتن، کون تو گنده و سرخه. من چهکسی رو میخوام جای تو تصور کنم؟ لیزا مینلی؟
۱۰. با یه زنخیابانی ازدواجکن. بعد اگه یهشب هم اونو از خونه بندازی بیرون تو حیاط، بازم میتونه دوام بیاره. دابلیو. سی. فیلدز
۱۱. دینت: خونگرفتهگی تو چالهی آب. چه مرگ شرمآوری. رندال: اینکه در برابر مرگ عموی من چیزینیست. دینت: اون چهجوری مرد؟ رندال: گردن خودشو شکست. دینت: اینکه شرمآور نیست. رندال: اون گردنشو درحالی که داشته سعیمیکرده واسه خودش ساکبزنه شکسته.
۱۲. دپوتی: مامان گفت وقتی من این نشان رو به سینهم میزنم تو فکر میکنی باید با من مثل مأمور قانون رفتار کنی. بوفی: آره، درضمن مامان اینم گفت که دیگه ماملهتو تو لولهی جارو برقی فرو نکنی.
دیو شریدن و آنا فاریس در فیلمترسناک
۱۳. اگه یهبار دیگه هلم بده، همچین محکم میزنم تو دهناش که مجبور شه از اینبهبعد واسه شستن دندوناش مسواکو تو کوناش کنه.
ترنساستمپ جای برنادت در ماجراهای پریسیکالا، ملکهی صحرا
۱۴. من فکر میکنم مردمی که با کنایه حرفمیزنن باید بیان لای پاهای منرو بشورن.
جکنیکلسون جای ملویناودال در بهترین شکل ممکن
۱۵. آقا، ایننامهها کاملاً صریح و روشن هستن، مثلا اینیکی: "هی هاوک. یهکیسه گُه تو دهن ِ تو کثافت."این کاملا به موضوع مربوطه آقا، هیچ نقطهی ابهامی توش نیست.
رابرتوول جای استافدریویتز در صبح بهخیر ویتنام
۱۶. من از آدمهایشیاد خوشم نمییاد و اگر از آدمهایشیاد خوشم بیاد از شیادهایی که خبرچینن خوشم نمییاد. و اگر هم از شیادهایی که خبرچینن خوشمبیاد باز هم از تو خوشم نمییاد.
گرترود شرت جای ماریون در مرد لاغراندام
۱۷. ونتاین: (مجبور شده با یک پرچمدار تنفرآور هماتاق بشود) اوه، بیخیال بچهها! اینجا پر سوسک و مارمولکه. کارسون: یهدونه بیشتر مشکلی ایجاد نمیکنه.
جینهارلو و کلارکگیبل در توفانسرخ
۱۸. ادارهکردن یککازینو مثل زدن بانکییه که هیچپلیسی دور و برش نیست. برای آدمهایی مثل من، لاسوگاس گناههاتو رو میشوره و پاک میکنه. این مثل کارواش اخلاق میمونه.
رابرتد نیرو جای آسراتاستین در کازینو
۱۹. ما نمیخوایم به هیچکس صدمهای بزنیم. ما برای پولِ بانک اینجاییم، نه پول شما. دولت فدرال پول شما رو بیمهکرده، شما حتا یک دهسنتی هم ازدست نمیدین. به خانوادههاتون فکر کنین و جونتون رو به خطر نندازین. سعینکنین قهرمانبازی دربیارین.
رابرت د نیرو جای نیلمککولی در مخمصه
۲۰. ریک: اگه اون هواپیما از زمین بلند شه و تو سوارش نباشی، پشیمون میشی – شاید امروز یا فردا نه، اما خیلیزود، و برای تمام عمرت. السا: پس خودمون چی؟ ریک: ما همیشه پاریسو داریم.
بوگارت و برگمن در کازابلانکا
۲۱. مارلو: مشکل تو چیه؟ ویوین: چیزی نیست که تو بتونی حلش کنی.
بوگارت و باکال در خواببزرگ
۲۲. من اون چوب رو فرو میکنم توی کونات و تو رو تبدیل به یه لیسک میکنم.
جیمز ریمر جای فرشته در سلحشور
۲۳.وقتی من رو توی اون جزیره که نظر خدا هم ازش برگشته، رهاکردی، یکچیز خیلیمهم رو فراموشکردی رفیق: من کاپیتان جک اسپارو هستم.
جانیدپ در دزداندریاییکارائیب
۲۴. اگه دنبال عدالتی، برو جندهخونه. اگه میخوای خودتو بهگا بدی، برو دادگاه.
ریچارد گر جای مارتینویل در ترس آغازین
۲۵. خیر و شر، درست و غلط، برای عوام اختراعشدن، آدم معمولی، آدم پست، چون او به اینها نیاز داره.
جاندال جای برندون در طناب
۲۶. باند: کی یکمیلیون دلار بابت کشتن من پولمیده؟ ام: شوهران حسود، سرآشپزهای بیآبرو شده، خیاطهای تحقیرشده – لیستش تمومی نداره.
راجر مور و برنارد مایلز در مردی با اسلحهی طلایی
۲۷. من یهدختر مایو پوش رو دوستدارم. نه اسلحههای پنهانی.
کریستوفر لی جای اسکارامانگا در بارهی بریتاکلند که لباس بسیار ناپوشیدهای دارد در مردی با اسلحهی طلایی
۲۸. جکوید: ایایکس مأمور ک. گ. ب. زمخت. یی گندهبک شَل. اسماش زاکوفسکییه. باند: والنتین دمیتروویچ زاکوفسکی؟ وید: آره، میشناسیش؟ باند: من شلشکردم
جو دان بیکر و برازنان در چشمطلایی
۲۹. الکترا: من از دستبندت خوشم مییاد.راستی میدونی اونا چیان؟ ... اونا مهرههای سلحشورن. اونا رو از اندونزی آوردن. قرنها پیش. تو باید بهترین جنگجوی دهکدهتون بودهباشی که تونستی اونا رو بهدست بیاری. ابی: وای. من اونا رو از Ebay خریدم.
جنیفر گارنر و کریستن پروت در الکترا
۳۰. اگر من نمیخواستم فیلمساز بشم، میرفتم سراغ کاری که بهخاطرش منو بندازن زندان.
تارانتینو
۳۱. باد: تو داری میگی اون هشتاد و هشت تا بادیگارد رو کشته قبل از اینکه به اُ رن برسه؟ بیل: نه، واقعاً هشتاد و هشت نف نبودن. اونا به "88 احمق" معروفن. باد: چرا؟ بیل: نمیدونم. بهنظرم خودشون فکر کردن قشنگه.
مایکلکدسن و دیوید کارادین در بیل رو بکش، جلد2
۳۲. من یهکشفی کردم؛ شامپاین از شیر بز خوشمزهتره.
سید کاریس جای نینوچکا در جورابهای ابریشمی
۳۳.چشماتو ببند و پاشنههای پا تو سهبار بزن به همدیگه و بهخودت فکر کن، "هیچجا مثل خونه نیست".
بیلیبورک جای گلیندا، ساحرهی جنوب، در جادوگر شهر اُز
جمله های قصارسینماhttp://www.bamdad.blogfa.com/post-406.aspx |